ازدواج ازدواج ازدواج به شرط تفکری باز

:: نویسنده : بخش گوناگون
:: تاریخ انتشار : مارس 12, 2014
ازدواج ازدواج ازدواج به شرط تفکری باز

ازدواج شاید یکی از امور مهم زندگی هر فرد کمال گرایی باشد که بخواهد لااقل به یکی از سنتهای الهی به خوبی عمل کند ولی تنها این نیست !

عروس شدن رویای شیرین کودکی‌های هر دختر بچه ایست و داماد شدن و تشکیل خانواده هم از همان کودکی در برنامه های طولانی مدت پسر بچه‌ ها قرار دارد.

البته این دختران و پسران کوچولو وقتی بزرگ می‌شوند ممکن است عقاید متفاوت تری نسبت به دوران شیرین کودکی خویش داشته باشند.

شاید بعضی از همان کودکان دیروز و جوانان امروز، ازدواج را دیگر یک رؤیا نبینند و برای آنها ازدواج از مد افتاده و در بعضی مواقع حتی دست و پا گیر آرزوهایشان باشد.

به هر حال هر کس عقیده ای دارد و بر عقاید خود هم استوار میماند، حتی اگر بارها سرش به سنگ خورده و پشیمان شود ولی همچنان در مواضع خود صبورانه کشیک میدهد، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده و به قول شعر معروف به خود تلقین میکند که: همه چی آرومه و من خیلی خوشحالم !

ولی با این تفاسیر میخواهیم یک دسته بندی نسبی برای گونه های عجیب و غریب سلیقه برای امر ازدواج ترتیب دهیم که بد نیست ما را همراهی کنید.

اگر افراد نیاز به ازدواج را در سه دسته قرار دهیم شاید یک همچین چیزی نسیب این دسته بندی شود.

دسته اول که معمولاً در سنین پایین و با یک نگاه عاشق می‌شوند و مثل بچه های خوب ازدواج می‌کنند، این دسته شاید بر این باورند که سنت الهی را نباید زمین گذاشت و از آنچه که سنت بدان سفارش کرده باید به سرعت بهره برد. ( آفرین، ما هم امیدواریم زندگی سراسر شادی و موفقیت نصیبتان شود )
خب از دسته اول میگذریم چون راه خود را انتخاب کرده اند.

حالا دسته ی دوم را چه قشری تشکیل میدهند؟

دسته دوم ترجیح می‌دهند ابتدا خانه و ماشین و مدرک فوق لیسانس و سایر مخلفاتشان فراهم شود سپس به سراغ همسر رویاهایشان رفته و تشکیل خانواده دهند.
این هم یک نوعی میباشد در اقدام برای ازدواج! البته خیلی بر این عقیده هستند ولی از انجا که این موارد اصولا زیاد به برنامه ریزی مرتبط نمیشود و در کل همیشه آنچه که بر وفق مراد هست حاصل نمیشود، شاید آنگونه که ما برنامه ریزی و تصور میکنیم در بعضی مواقع اتفاق نیفتد.
البته این دسته هم دسته ی خوبی هستند و جای امیدواری دارند که لااقل به ازدواج فکر میکنند و در برنامه هایشان گنجانده شده، حال چه با ماشین و مسکن و یا چه بدون این دو. مهم این است که این امر مبارک برایشان اتفاق خواهد افتاد ( ان شاء الله )

و اما دسته ی سوم

ما که از صمیم قلب آرزو میکنیم شما جزء این دسته نباشید و یا اگر هم هستید واقعا دلایل محکم و قابل استنادی برای خود داشته باشید که در آینده، خدای نکرده دچار پشیمانی نشوید.

این دسته که تعدادشان هم زیاد نیست کلاً بی خیال ازدواج می ‌شوند و عطایش را با همه تقدس آن پیوند آسمانی به لقایش بخشیده و تنهایی و فرار از مسئولیت را ترجیح می‌دهند.

البته کاری نداریم که دسته ای از افرادی که تا چندی پیش جزو دسته اول و دوم بوده ‌اند بنا به دلایلی نامعلوم اکنون دستشان به گوشت نرسیده و میگویند مگر سرمان درد می‌ کند که دنبال دردسر باشیم؟ این‌ ها اعتقاد دارند برای رفع هر نیازی راهی وجود دارد و تشکیل خانواده فقط یک سنت دست و پاگیر و از مد افتاده است !

خطاب به این عزیزان که ازدواج را دوست داشته اند ولی به قول جمله ی بالا دستشان به گوشت نرسیده است و مدام ما را به یاد آن ضرب المثل وصف الحال این عزیزان می اندازد که میگوید: ( گربه دستش به گوشت نمی رسید مدام میگفت … ) ، باید عرض کنیم آخر شما که قبلا به هر دلیلی دچار شکست شده اید و یا حتی مورد خیانت قرار گرفته اید، یا اینکه آنقدر کمال گرا بوده اید که بعد از کلی این در و آن در زدن و التماس دعا داشتن از فک و فامیل که بله همه مأمور شوند و برای شما آستینی بالا بزنند، باز هم طاقچه بالا گذاشته و خودتان آستین همت را پایین زدید و یا اینکه آنقدر همه چیز را سخت گرفته اید که طرف مقابل جانش را به دست گرفته و فرار کرده است، پس چرا این همه ژست افراد فرهیخته را به خود میگیرید و به جای اینکه دیگران را تشویق به ازدواج کنید، خودتان رسما شبیه به یک سد بزرگ میشوید؟

بد نیست گاهی هم نیت ها را زلال کنیم تا ببینیم خدا چگونه با ما رفتار خواهد کرد.

همه ی ما میدانیم که پاک کردن صورت مسئله، هیچ وقت به حل آن مسئله کمکی نخواهد کرد و اگر به جایی رسیده ایم که ازدواج کردن را مانع رسیدن به آرامش میدانیم و همیشه خواهان فرار از مسئولیت پذیری هستیم، بی شک این دلیل خوبی نیست و قطعا در آینده دچار پشیمانی و حسرت خواهیم شد و حس ناکارآمد بودن را تجربه خواهیم کرد، چون عملا هر چقدر هم که تلاش کنیم بی فایده است و باید بگوییم برای چه کسی تلاش میکنیم؟

شاید هم بعضی معتقد به ازدواج های موقت و امثالهم باشند که اگر همان افراد هم تنها به این سئوال که: ( آیا آرامشی که در یک رابطه پایدار و تعریف شده مثل ازدواج رسمی وجود دارد با هیچ لذت یواشکی قابل مقایسه است؟ ) پاسخ منطقی دهند راه خود را هموارتر خواهند کرد.

اگر از تمامی این حرف ها بگذریم و یا اگر تقسیم بندی های دیگری هم از دید شما برای ازدواج وجود داشته باشد، ولی تصور ما اینست که کسانی که تمایل به ازدواج دارند با هر شرایطی، چه پولدار و چه بی پول، چه با مسکن وماشین و چه بدون آنها، چه با تحصیلات خیلی بالا و چه نه، هیچ یک منکر این نیستیم که اگر به آن درک متقابل ازدواج و نیز عقل و خرد و پختگی لازم برای اداره یک زندگی برسیم شاید یکی از شرایط مهم ازدواج را کسب کرده ایم و با امید به خدا و توکل به او میشود شرایط دیگر را هم فراهم آورد و به این سنت مبارک و فرخنده ی الهی لبیک گفت.

پس برای رسیدن به این مقدمه ی اصلی ازدواج نیز همانند سایر موارد که برای هر شخصی ممکن است متفاوت باشد، تلاش دوچندان کنیم.

اشتراک گذاری این مطلب در :