بهروز افخمی با فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران

:: نویسنده : بخش گوناگون
:: تاریخ انتشار : فوریه 10, 2014
:: موضوع : گوناگون
بهروز افخمی با فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران

نشست پرسش و پاسخ فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران، به کارگردانی بهروز افخمی در ۲۰ بهمن با حضور عوامل فیلم در سالن سعدی برج میلاد برگزار شد.

این فیلم ، درباره خانواده‌ ای است که به خاطر سفر ده روزه یکی از فرزندانشان به کشور، در باغچه ‌ای در دماوند دور هم جمع می‌شوند.

بهروز افخمی کارگردان فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران ، درباره فیلمنامه که بر اساس رمانی از مرجان شیرمحمدی است، توضیح داد: وقتی شروع به نوشتن فیلمنامه کردم، مرجان شیرمحمدی تازه رمان را تمام کرده بود. من فیلمنامه را نوشتم که خود مرجان کارگردانی کند اما بعد او شک کرد که این فیلمنامه را به عنوان فیلم اول خودش بسازد زیرا شخصیت ها زیاد بود و او ترجیح می داد که فیلمنامه خلوت تری را بسازد.
افخمی درباره اقتباس ادبی در سینما، گفت: سینما هیچ دلیلی ندارد که به شکل متظاهرانه ای مستقل از ادبیات باشد. سینما باید خوشحال باشد که متاثر از ادبیات است. اصل قصه گویی در سینما است و تمام توان سینمای داستانی به ادبیات باز می گردد. داستان نویسان چیزهایی که ما فکر می کنیم مدرن است در داستان انجام داده اند؛ شیوه های دکوپاژ و تدوین از ادبیات در می آید. سینما هنر مستقلی نیست لااقل تا کنون نتوانسته باشد و تمام آن ها که کوشش کرده اند مستقل باشند نتوانسته اند. خرافه ای مبی بر این وجود دارد که فیلمی که از نریشن استفاده می کند ادبیات زده است در حالی که اصلا این طور نیست.
او همچنین یاد آور شد: من در فیلمسازی معقتد به هیچ نظریه ای نیستم؛ به نظرم فیلمسازی یک مهارت است و کسانی که نظریه را می خوانند و سعی می کنند بر اساس آن فیلم بسازند اشتباه است. فیلمسازان ما چون به نظریه خیلی توجه می کنند فیلم های بد می سازند.

در ادامه ی این نشست پرسش و پاسخ، مرجان شیرمحمدی بازیگر این فیلم در توضیحاتی کوتاه گفت: از اول که داشتم رمان را می نوشتم فکر کردم به درد فیلم شدن می خورد، بعد که فیلمنامه نوشته شد فکر کردم که برای شروع سنگین است و من اصرار ندارم به هر قیمتی فیلم بسازم در نتیجه فیلمنامه را به آقای افخمی برگرداندم.

گوهر خیراندیش هم در این نشست، گفت: موقعی که با مرجان شیرمحمدی به آبادان برای دیدن خانواده شهدا رفته بودیم، او گفت برای فیلم من بازی می کنی، خوشحال بودم که کار را شروع می کنند و من بازی خواهم کرد، روزی آقای افخمی فیلمنامه را به من داد و گفت که خودش کارگردانی می کند. من کارهای افخمی را دوست دارم و فکر کردم که با مرجان هم بازی می شوم.
این بازیگر که قرار بود در فیلم افخمی دو نقش بازی کند به خاطر حادثه پیش آمده سر فیلمبرداری از این کار بازماند در این باره ، توضیح داد: قرار بود که نقش خواهر شهدخت را هم در این فیلم بازی کنم. قسمتی از شهدخت را بازی کردم و در جاده نیاک قرار بود که نقش پری را بازی کنم من پشت ماشین نشسته بودم و کمربند را نبسته بودم، سرم پایین بود و همین جملاتی که پری می گوید که سبقت نگیر و خطرناک از ماشین از روبرو می آید، به طور جدی ماشین از روبرو آمد و فرقم و دنده ام شکست و بافت زانویم پاره شد. جاده های ما هیچ کدام مزین به آمبولانس نیست. رفتیم نیاک و از بهروز خواهش کردم که با ماشین خودمان مرا به بیمارستان ببرند.افخمی کار را با خانم تسلیمی ادامه داد و من هم پرروتر از آن بودم که شکستگی ها روی من تاثیر بگذارد و باز هم با قوت انرژی مردم روز به روز بهتر شدم.

آرمان موسی پور آهنگساز این فیلم ، توضیحاتی درباره ساخت موسیقی این فیلم داد و اشاره کرد: برای موسیقی فکر کردیم که برای هر شخصیت یک ساز تعریف شود. علت انتخاب این سازها بر مبنای شخصیت افراد بود. در مورد ملودی هم کاملا حس خودم بود و احساس می کردم که پرویز و شهدخت پدر و مادرم هستند و برای آن ها باید موسیقی بسازم.

و در انتها ، امیرعلی دانایی هم که چندوقتی نیست از بازی اش در فیلم کلاه پهلوی میگذرد درباره ی بازی در این فیلم گفت: من بعد از هشت سالی که درگیر کلاه پهلوی بودم نکته ای که برایم اهمیت داشت این بود که با کارگردان بزرگی کار کنم که این افتخار را به دست آوردم و در کار بهروز افخمی بازی کردم و بعد هم در کار داریوش مهرجویی حضور داشتم.

اشتراک گذاری این مطلب در :