تقسیم بندی خانواده ها بر اساس نوع عملکردشان

:: نویسنده : بخش گوناگون
:: تاریخ انتشار : فوریه 25, 2014
تقسیم بندی خانواده ها بر اساس نوع عملکردشان

مقوله ی تقسیم بندی خانواده ها را بر اساس نوع عملکردشان در زمینه های تربیتی میتوان به سه قسمت تقسیم کرد که در ادامه به معرفی آنها میپردازیم.

بر پایه ی آنچه كه در جامعه خودمان مي گذرد مي توان خانواده ها را بر اساس نوع عملكردشان در زمينه هاي تربيتي به سه قسمت تقسيم نمود و خصوصياتي را براي هر كدام برشمرد :

خانوادهاي سهل انگار – خانوادهايي با تعصب خاص – خانواده های مطلوب ، همان سه تقسیم بندی هستند.

الف-خانوادهاي سهل انگار

در ميان بعضي از خانوادها مي توان به ضعف سرمايه هاي علمي و فكري والدين اشاره نمود كه آنان را در ايجاد فضاي تربيتي مناسب دچار اشكال مي كند و باعث مي شود كه محوريت خانواده در انتقال ارزشها تحت الشعاع قرار گيرد.

از خصوصيات اين خانوادها مي توان به نكات زير اشاره نمود:

1-عدم توجه به احساسات و روحيات فرزند، كه خود را در اين زمينه ها جلوه مي دهد:

الف- عدم دخالت دادن آنان در امورات و تصميمات خانوادگي
ب- عدم احترام به شخصيت فردي آنان
ج- عدم پذيرش پيشنهادات آنان

فرزندان خانواده براي شكل گيري روحيات خود نياز به رعايت و درك احساسات خود دارند وليكن هنگاميكه آنان را در امورات خانواده اجازه اي براي دخالت نباشد و به تبع آن به شخصيت آنان بي اعتنايي شود و پيشنهادات و نظراتشان را بهايي ندهند با عقده هاي رواني و روحي مواجه شده و اين تزلزل روحي را به پيكر اجتماع نيز منتقل خواهند نمود.

2-عدم سعي و تلاش براي ورود به دنياي فرزند

معمولا براي تاثير گذاري و تربيت افراد بايد دنيايشان را شناخت و موفق به ورود در آن دنيا شد تا بتوان در آن سهم و نقشي داشت.

اگر چه اين خانواده ها با فرزندانشان در زير يك سقف زندگي مي كنند ولی از همديگر بيگانه مي باشند و اين بيگانگي نقش تربيتي والدين را بر فرزندان به صفر مي رساند، زيرا اولين شرط براي پذيرش سخن مربي ، باور و پذيرفتن او از سوي مربي در دنياي ذهنيش مي باشد.

3- عدم دقت براي شنيدن سخنان و نپرداختن به امورات روحي فرزند

روند زندگی اجتماعي ، ما را گاه بدان سو مي كشاند كه تنها فرصت رفع نيازهاي ظاهري فرزندان را داشته باشيم، غافل از اينكه نيازهاي فرزندان تنها در نيازهاي مادي و ظاهري خلاصه نمي شود.

بسيار اتفاق مي افتد كه فرزندان از والدينشان مي خواهند شنونده اي هنر مند و منصف براي آنان باشند . هنر شنيدن و گوش دادن به درد و دلهاي فرزندان از وظايف والدين است و گرنه رويكرد فرزندان به جستجوي سنگ صبورشان در محيطي خارج از خانواده آغاز مي گردد و چه بسا در يافتن اين سنگ صبورها دچار لغزشهاي جبران ناشدني شوند.

4- انتقال جوانب منفي به فرزندان

ببینیم کلام خدا در این باره چه میفرماید !

خدا با جمله ای کوتاه از کلام آسمانی خود، راه را به ما نشان داده که اینچنین فرموده: « فاقد الشي لا يعطي» کسی که چیزی ندارد نمیتواند ببخشد. ( چه آن چیز مادی باشد و چه معنوی )
حال اگر همین جمله ی آسمانی را به صفتی به نام «خوبی» نسبت دهیم چه چیزی به ما برمیگرداند؟
ما اینگونه بیانش میکنیم که: آنكه از خوبيها نصيبي نبرده است چگونه میتواند انتقال دهنده ي خوبيها به ديگران باشد؟ قطعا نمی تواند.

این برای بعضی از خانواده ها صدق میکند که گاه والديني را مي توان يافت كه نه تنها منتقل كننده ارزش ها به خانواده نيستند بلكه به علت ضعف در اعتقاد و باورهاي خود ، ضد ارزش ها را به خانواده ي خود القاء مي نمايند و هنگاميكه فضايي مسموم از تقيد به تعلقات ضد اخلاقي و ضد ديني در خانواده سيطره پيدا كند فرزنداني به جامعه تحويل داده خواهد شد كه بناي انديشه و تفكرشان سست و لرزان بوده و گاه در نقطه ي مقابل ارزش ها به رويارويي با آن مي پردازند.

به عنوان مثال اگر پرداختن به قمار و خوردن مشروبات الكلي در خانواده اي عادي گردد و اگر عدم رعايت عفاف و حجاب سايه ي خود را بر خانواده بگسترد، از فرزندان تربيت يافته در اين خانواده چه انتظاری مي رود؟
و یا هنگاميكه جاري نمودن سخنان ركيك بر زبان و هجوم بر شخصيت همديگر از سوي والدين، امري عادي و روزمره گردد، چگونه مي توان عفت كلام و آداب سخن را از تربيت يافتگان اين خانه انتظار داشت؟

5- پرداختن به امورات ظاهري و عدم دقت به باورهاي معنوي و اخلاقي

در ميان بعضي از خانواده هاي سهل انگار که گاه تنها به امورات رفاهي و معيشتي فرزند توجه مي شود و بهايي به بنيانهاي اخلاقي و معنوي آنان داده نمیشود بسيار اتفاق مي افتد كه فرزند دانشجويي را روانه دانشگاه مي نمايند اما در جهت ساختار فكري و اخلاقي او براي اينكه در محيط خوابگاه و دانشگاه دچار لغزشهاي اخلاقي و فكري نشود، سرمايه گذاري ننموده اند و فقط ساك فرزندشان را هنگام بازگشت به دانشگاه پر از مواد غذایی و… مي نمايند، اما انبانه ي فكري او را هرگز فربه ننموده و به آن توجهي ندارند و يا توان پرداختن به سازندگي فكري او را ندارند و يا هيچگاه خود را ملزم بدان نمي دانند كه نقصها و كاستيهاي فكري فرزند خود را ترميم نمايند.

ب- خانواده هايي با تعصب خاص

گاهي والدين به علت توجهات عقيدتي و يا اخلاقي افراطي خود عرصه را آنچنان بر فرزندان تنگ مي نمايند كه حاصل آن بهتر از خانواده هاي دسته ي اول نيست.

1- ابراز تعصب و توجهات افراطي به درس فرزند

چه بسا بعضي از والدين بدون توجه به استعداهاي ذهني و تحصيلي فرزند، تنها هر آنچه را كه خود دوست دارند و يا هر آنچه را که براي آنان از لحاظ اجتماعي آبروي بيشتري را جمع مي كند بر آنان تحميل مي نمايند و آنان را ملزم به اطاعت از خود هم مي نمايند و حق هيچگونه ابراز نظري را هم به آنها نمي دهند .

2- ابراز تعصب و توجهات افراطي مذهبي

در بعضي از خانواده ها كه جوّي مذهبي بر آنان حاكم است، گاه مشاهده مي شود كه تنها انجام تكاليف، مطلوب والدين قرار مي گيرد و مي خواهند فرزندانشان به هر قيمتي كه شده است تنها ظاهر شرع را رعايت نمايند و يا بعضي از والدين نه تنها ظاهر شرع، بلكه دروني شدن را هم مي خواهند و ليكن در انتقال آن مفاهيم به صورت صحيح به فرزندشان راه را اشتباه مي روند.

اگر پیرو این سخن پيامبر اكرم (ص) باشیم که مي فرمايند: بشروا و لا تنفروا يسروا و لا تعسروا ( بشارت دهنده باشيد متنفر كننده نباشيد، بر مردم آسان بگيريد سخت گير نباشيد) کمتر شاهد بروز این قبیل مشکلات خواهیم بود و کمتر ارزشهای ما به ضد ارزش مبدل خواهد شد.

ج- خانواده هاي مطلوب

اگر قدم نخست در تشكيل خانواده سنجيده برداشته شود، يعني در انتخاب همسر، معيار هاي ارزشي و اخلاقي و ايماني لحاظ گردد، آنگاه سير حركتي خانواده در ادامه مسير به سوي تشكيل يك خانواده ي مطلوب خواهد بود.

اين خانوادها ضمن استفاده از برخورداريهاي طبيعي و رفاهي، زندگي خود را بر اساس شاخص هاي والاي معنوي بنيان نهاده اند و كانوني را ساخته اند كه حضور در آن هم براي پدر و مادر لذت بخش و فرح آور است و هم براي فرزندان بهترين مأمن و پناه.

بر اساس نصايح مندرج در سوره ي لقمان از وظايف و خصوصيات اين خانواده ها مي توان به نكات زير توجه نمود :

1- توجه دادن فرزندان به حضور خداوند در زندگي، تا كه آنان در آشفته بازار دنيا، خود را نه تنها، تنها ندانند بلكه ايمان و باور به حضور خدا، آنان را از پرتگاه هاي پر خطر عافيت مندانه عبور دهد.
2- توجه دادن فرزندان به لزوم ارتباطي تنگاتنگ با خدا ( در قالب نماز) . نماز مي تواند هم ذكر خدا را در دلشان نگاه دارد و هم آنان را از فحشا و منكر بر حذر دارد.
3- توجه دادن فرزندان به خوشرفتاري و خوش خلقي و دور نمودن شان از پستيها و خيره سريها و اجتناب از غرور و تكبر در برخورد با مردم.
4- آموزش بردباري و مقابله صحيح با مشكلات زندگي.
5- آموزش فرزندان به اعتدال و ميانه روي.

به عبارت کلی، خانواده مطلوب، به خانواده ای گفته میشود كه پدر و مادر هر از چند گاهي براي فرزندانشان تنها گوش باشند و هنر شنيدن را در خود تقويت نمايند تا بتوانند هر چه بيشتر به فرزندان خود نزديك شوند و در دنيايشان وارد آيند، آنگاه خواهند توانست بر اين دنيا تاثيرگذار باشند و سهمي مهم از دنياي فرزندشان را داشته باشند و اگر اين اتفاق مبارک در يك خانواده بيفتد، والدين خواهند توانست از راههاي شناخته شده و منطقي و مطابق با روحيات فرزند بر آنان كنترل داشته و آنان را جهت دهند.

در اين گونه خانواده ها به شخصيت فرزندان بها داده مي شود و آنان را در تصميم گيريها و امورات خانواده سهيم مي كنند و صرفا آنان را ابزاري مطيع و فرمانبردار نمي دانند.

به قول این ضرب المثل معروف که میگوید: هر وقت ماهی را از آب بگیرید تازه است ، پس باید بدانیم که هیچ وقت برای بازگشت از خطا دیر نیست. ما هم میتوانیم یک خانواده ی مطلوب داشته باشیم. چرا که نه؟

اشتراک گذاری این مطلب در :