دردسرهای شخصیت وابسته در اجتماع و خانواده

:: نویسنده : بخش گوناگون
:: تاریخ انتشار : سپتامبر 16, 2015
دردسرهای شخصیت وابسته در اجتماع و خانواده

اختلال شخصیت نوعی بیماری روحی تلقی می شود که انواع مختلف دارد ، از جمله شخصیت وابسته ، که به شخصی نسبت داده می شود که استقلال لازم را ندارد .

یک شخص در دوران کودکی تا حد زیادی به پدر و مادر وابسته است تا جایی که انجام اکثر امور بدون یاری آن ها برای وی امکان پذیر نیست ، البته در این نوع وابستگی نیز رگه هایی از استقلال دیده می شود ، به عنوان مثال کودک سعی می کند هرچه سریع تر بتواند به تنهایی از سرویس بهداشتی استفاده کند ، خودش به حمام برود و…

وابستگی دوران کودکی باید رفته رفته در وجود شخص کمرنگ شود تا جایی که بتواند زندگی مستقلی را تشکیل دهد ؛ در صورتی که این روال طبیعی طی نشود می توان گفت شخص دچار نوعی اختلال شخصیت است که به آن شخصیت وابسته می گویند ، این وابستگی می تواند در سایر بعدها وی را دچار مشکل کند ، مخصوصا ازدواج . در نظر داشته باشید مقصود ما تشویق شما برای حمایت افراطی کودک و یا رها کردن وی برای تجربه اندوزی نیست ، همانقدر که حمایت های بی مورد فرد را به شخصیت وابسته تبدیل می کند ، کودک دچار بی مهری و کم محبتی نیز در معرض ابتلا به این اختلال شخصیت قرار دارد و دلیل آن پر کردن خلع محبتی می باشد .

اگر می خواهید کودکی مستقل داشته باشید و شخصی را تربیت کنید که این چنین اختلالات روحی در او وجود نداشته باشد ، کودکی با اعتماد به نفس پرورش دهید ، همچنین تصمیم گیری را به او بیاموزید ، کودکانی که دارای اعتماد به نفس پایین هستند و قدرت تصمیم گیری ندارند میل به وابستگی در آن ها بیشتر است ، تمایلی برای استقلال نداشته و از داشتن شخصیت مستقل ترس دارند . بنابراین برای رفع نیازهای روحی و جسمی خود ( به خصوص روحی ) خود را وابسته نگه می دارند .

برای تقویت حس استقلال در کودکان و تمرین این مهارت از کارهای روزانه کمک بگیرید ، مثلا هنگام بیرون رفتن اگر بیش از حد طبیعی در مورد لباسی که قصد پوشیدن آن را دارد از شما نظرخواهی می کند و… کمتر پاسخگو باشید و بگذارید خودش انتخاب کند ، خیلی سریع بستن دکمه های پیراهن ، بند کفش ، ناخن گرفتن و… را به عهده ی خودش بگذارید ، در موارد درسی کمتر کنترل محسوس برروی دفتر و تکالیف او داشته باشید و… اینگونه پرسش و پاسخ ها و حمایت ها ( و نظایر آن ) شاید کم اهمیت باشند اما تکرار مکرر آن ها چند پیامد دارد : این موضوع برای شما و فرزندتان طبیعی جلوه می کند ، شما در آینده هم خواهید خواست بر روی جزئی ترین مسائل او کنترل داشته باشید ، فرزندتان گمان می کند به تنهایی قادر به تصمیم گیری نیست و بدون شما از پس کاری بر نمی آید و… که همگی باعث می شوند استقلال کودک سلب شده و در آینده نیز فردی با شخصیت وابسته باشد . همانطور که گفتیم تایید تاحدی پسندیده است اما شخصیت وابسته نیز حاصل تایید گرفتن های مکرر و بی مورد می باشد .

اشخاص دارای شخصیت وابسته بابت این تکیه و اتکا حاضر هستند هرکاری انجام دهند ، از پرداخت هزینه های گزاف مالی ( برای شخصی که نقش حامی آن ها را دارد ) گرفته تا تحمل هرگونه رفتار تحقیرآمیزی از سمت حامی ( حتی ضرب و شتم ) ؛ از آن جایی که شخص این روال را خودش انتخاب می کند مبحث شخصیت وابسته تا حد زیادی از افرادی که قدرت ” نه ” گفتن را ندارند متمایز می شود .

شخصیت وابسته حامی خود را از میان افرادی انتخاب می کند که از نظر عاطفی بیشترین نزدیکی را با او دارد ، این شخص می تواند پدر ، مادر ، دوست ، همسر و یا حتی یکی از اعضای خانواده باشد ؛ نکته ی حائز اهمیت آن است که کار فرد بدون حضور حامی پیش نخواهد رفت ! حتی اگر با یک شخصیت وابسته به درستی رفتار نشود و تنها چتر حمایت خود را از سر وی بردارید ، نیاز آن ها ترقیبشان می کند که شخص دیگری را به عنوان حامی برگزینند و این کار را خواهند کرد .

برای درمان افرادی که دچار شخصیت وابسته هستند راهکارهای بسیاری وجود دارد از جمله :

تقویت مهارت های اجتماعی ، تا جایی که شخص حس امنیت کرده و از قرار گرفتن در محیط اجتماع ( محیط های جدید و تکراری ) دچار استرس و نگرانی نشود .

تغییر باورهای او ( ایجاد حس اعتماد به نفس ) ، که باید رفته رفته به صورت رفتار و عمل به او منتقل شود و از سخنرانی های بی مورد در این زمینه پرهیز شود .

و جایگزینی تکنیک های حل مسئله ، یعنی اگر هربار با بروز یک مشکل ، فرد قدم به قدم از شخص دوم کمک میگرفته است ، اکنون نوبت آن رسیده با تصمیم گیری مستقل آشنا شود و بسیار اندک اندک تمامی مراحل حل مسئله ( با کمک حامی ) به سمت خود او بازگردد .

پس برای توصیه ی نهایی در خصوص شخصیت های وابسته عنوان می کنیم که تمام راهکارهای ذکر شده باید با ظرافت خاصی با هم همراه باشند بعلاوه ی آنکه در مرحله ی سوم همراهی حامی نباید به طور ناگهانی قطع شود ، در غیر این صورت ( همانطور که به آن اشاره شد ) اختلال شخصیت رفع نمی شود بلکه حامی تغییر کرده و جایگزین خواهد شد .

اشتراک گذاری این مطلب در :