طلاق معضلی اجتماعی ولی واقعیت جامعه !

:: نویسنده : بخش گوناگون
:: تاریخ انتشار : آوریل 19, 2015
طلاق معضلی اجتماعی ولی واقعیت جامعه !

چرا از نگاه برخی ها ، طلاق یک معضل اجتماعی محسوب می شود ؟ آیا امر طلاق ، همیشه بد است و یا به خاطر تبعات آن ، معضل خوانده می شود ؟

خیلی وقتها و در خیلی جاها درخصوص طلاق ، بحث و گفتگو می شود و از کارشناسان این حوزه گرفته تا اصحاب رسانه و مسئولین وقت مملکتی ، دغدغه ای با عنوان طلاق و در پی آن معضلات اجتماعی را همراه خود دارند .

اضافه شدن یک طلاق دیگر به آمار کلی طلاق ، یعنی امکان اضافه شدن یک بزه بیشتر ، یک سرخوردگی بیشتر ، یک معضل بیشتر و شاید هزاران یک دیگر !

متأسفانه خیلی از اوقات بی توجه به آینده و اتفاقات پیش رو ، کارهایی ، حتی ناخواسته انجام می دهیم که از تبعات آینده ی آن بی خبریم . درست است که طلاق آگاهانه صورت می گیرد ، ولی از آنجاییکه ممکن است از تبعات بعدی آن بی خبر باشیم ، ناخواسته کاری را انجام داده ایم که معلوم نیست به واسطه ی انجام این کار ، چه اتفاقاتی در آینده رقم زده شود .

به قول فیلسوفی که می گفت : ” بال زدن یک پروانه در یک سوی اقیانوس ، با اینکه اصلا به چشم نمی آید و حس نمی شود ، ولی ممکن است سونامی در طرف دیگر اقیانوس ایجاد کند که خودش هم از آن بی خبر باشد ” این مثال ، بیانگر عینی واقعیت برخی از ما آدمهاست که بی توجه به سرنوشت و تبعات ناشی از کارهای غلط خود ( گرچه که این کارها خیلی کوچک و ناچیز هم باشند ) ، می پنداریم که اعمالمان هیچ مشکلی را به بار نخواهد آورد ، درحالیکه در واقعیت چیز دیگری است و برعکس تصورات ما می شود .

هیچ شکی در این نیست که برخی وقتها ممکن است طلاق تنها ترین راه و بهترین راه باشد ، زیرا اگر غیر از این بود و طلاق به طور مطلق بد می شد ، همان خدایی که ازدواج را آفرید ، هیچوقت طلاق را نمی آفرید ، پس مهم این است که به طلاق چگونه نگاه کنیم و آیا عمل طلاق را یک امر بسیار عادی بدانیم و با هر مشکلی کارمان به طلاق کشیده شود و یا اینکه طلاق را آخرین راه حل ممکن قلمداد کنیم ؟ اگر جزء دسته ی اول باشیم و با هر چیز کوچکی حرف طلاق را پیش بکشیم ، طلاق برای ما یک معضل محسوب می شود و جزء افرادی خواهیم بود که محکوم به شکستیم ، ولی اگر جزء گروه دوم باشیم و تا آخرین نفس برای زندگی خود و حفظ آن تلاش کنیم و به عنوان آخرین و تنهاترین راه از طلاق حرف بزنیم ، در اینصورت طلاق برای ما نه تنها بد نیست ، بلکه می تواند به بهتر شدن زندگی و وضعیت ما هم کمک کند .

ریشه ی اینکه امروزه بحث طلاق ، تقریبا یک بحث عادی شده است و خیلی ها تعصب گذشته را نسبت به این اسم ندارند ، شاید تغییر در نوع زندگی ها باشد ، شاید هم تحمل و صبرمان خیلی کمتر از گذشته شده است و بیشتر به دنبال راحتی هستیم و حاضر نیستیم که خود را به آب و آتیش بزنیم برای حفظ زندگی خود و یا شاید جمله ی معروف ” مهرم حلال و جونم آزاد ” خیلی پیش پا افتاده و دم دستی تر شده است نسبت به گذشته !!! ولی چیزی که واضح است ، اینست که طلاق یک واقعیت است ( چه خوب و چه بد ) ، پس سعی کنیم که این واقعیت را تا جای ممکن به معضل مبدل نسازیم و اگر هم به ناچار تصمیم به جدایی و طلاق می گیریم ، این تصمیم ، عاقلانه ترین تصمیمان باشد و نه ابلهانه ترین !!!

اشتراک گذاری این مطلب در :