فرزند سالاری گل سرسبد شیوه های تربیتی والدین امروزی !

:: نویسنده : بخش گوناگون
:: تاریخ انتشار : دسامبر 31, 2015
فرزند سالاری گل سرسبد شیوه های تربیتی والدین امروزی !

امروزه با واژه ای تحت عنوان فرزند سالاری بسیار برخورد می کنیم و تقریبا یکی از کلمات نام آشنای این روزهای شیوه های تربیتی برخی از والدین امروزی است ! اما آیا روش درستی برای تربیت کودکانمان در پیش گرفته ایم ؟

شاید برخی از افراد زمان حال که اتفاقا خودشان به عنوان والدین امروزی ، مسئولیت تربیت کودکانشان را بر عهده دارند بر این باور باشند که : ” کودک آزاد است و می تواند هرکاری که دوست دارد انجام دهد ” !!!

این تفکر ، یک علامت تعجب و سئوال بسیار بزرگ برای والدین نسل گذشته ( یعنی پدر و مادرهای همین والدین امروزی ) ایجاد کرده است که با خود می گویند : ” یعنی چه ؟ مگر می شود کودکی که نیاز به راهنمایی و تربیت صحیح دارد را به حال خود رها کرد و گذاشت هرکاری که دوست دارد را انجام دهد ؟!! “

حقیقت امر این است که طرح چنین سئوال و جوابی از یک سو صحیح و از سوی دیگر غلط است . جنبه ی صحیح این سئوال و جواب ، به اینجا ختم می شود که بله درست است یک کودک نیازمند راهنمایی و تربیت صحیح است و نمی توان آن را به حال خود گذاشت تا هرکاری که بعضا ناصحیح هم باشد را انجام دهد ، اما جنبه ی غلط طرح این سئوال به بخش مخفی آن برمیگردد که در ذهن تداعی می کند ، آیا منظور والدین امروزی از آزادگذاشتن فرزندشان ، بحث عدم تربیت و انجام هرکاری حتی ناصحیح است یا انجام هرکاری به شرط صحیح بودن و زیر نظر والدین ؟

این را از قدیم گفته اند که تمام خوبیها یکجا جمع نمی شود ، پس اگر این شیوه ی تربیتی که به فرزند سالاری مرسوم شده از جهاتی و از دید عده ای درست باشد ، ولی فی النفسه می تواند ضررهای بیشتری به ریشه ی تربیتی کودک وارد سازد و جنبه های منفی اش نمایان تر از مثبتش گردد .

دلیلی که شیوه ی تربیتی فرزند سالاری می تواند برای تربیت کودک خطر بیشتری داشته باشد این است که یک کودک از قوای فکری و عقلی کافی برخوردار نیست که بتواند از دل این فرصت ، برای خود بهترین دستاورد را بیافریند ، بلکه در اکثر مواقع ، کاملا هم بالعکس می شود و کودک مسیر تربیتی صحیح خود را گم می کند .

فرزند سالاری برای کودکان امروزی ، حکم سلاحی را پیدا کرده که با آن می توانند والدین خود را تحت تأثیر و مطیع غیرمستقیم خود سازند !!!

وقتی مبحث تبعیت غیرمستقیم والدین از فرزندانشان به میان کشیده می شود منظور این است که کودکان قربانی فرزند سالاری ، می توانند با روشهایی که خوب هم بلدند ، والدین خود را به تابعیت از خود وادارند ، به عنوان مثال اگر کودکی بخواهد کاری که باب میلش هست را انجام دهد ، با شیرین بازی های خاص کودکیش و یا حتی برخی مواقع با رفتارهای بعضا پرخاشگرانه که حاصل همین شیوه های تربیتی ناصحیح است ، والدین خود را مجبور به پذیرش و برآورده ساختن خواسته اش می کند و این زمانی است که شاید دیگر برای اصلاح کودک کمی دیر شده باشد !

به طور کلی فرزند سالاری و کلا پسوندهایی چون ” سالاری ” در ایجاد کلماتی نظیر “ مرد سالاری ، زن سالاری ، قدرت سالاری ، ثروت سالاری و … “ می تواند در بسیاری از مواقع خیلی خطرناک باشد ، زیرا باعث ارجحیت یک جنس ، یک شخص و یا حتی یک ابزار نسبت به کل یک مجموعه یا نهاد می شود ، طوریکه همگی آن مجموعه یا نهاد ، قربانیان آن سالاری ها خواهند شد .

پس بهتر است اگر می خواهیم روش های تربیتی دیگری نظیر فرزند سالاری را هم تجربه کنیم ، این را بدانیم که فاصله ی تربیت صحیح و کاملا ناصحیح در این شیوه ی تربتی به اصطلاح مدرن ، به باریکی یک مو است و می تواند آینده ی فرزندتان را بسیار تحت الشعاع قرار دهد ، طوریکه وقتی بزرگ و وارد اجتماع هم شد ، حس طلبکارانه و فرمانروایانه ای نسبت به تمام افراد جامعه اش داشته باشد و همگان را مانند والدینش ، مطیع بی چون و چرای خود بداند .

شاید جمله ی انتهایی این مطلب از یک جم را به عنوان شعار قلمداد کنید ، ولی بعضی وقتها برخی شعارها می توانند خودشان راه حلی برای تصورات غلط ما باشند .

بهتر نیست به جای ایجاد و پرورش واژه های غلطی چون : فرزند سالاری ، مرد سالاری ، زن سالاری ، قدرت سالاری ، ثروت سالاری و از این قبیل ، واژه های با مضمون هدفمندتر و بهتری نظیر : خداسالاری ، ایمان سالاری ، خانواده سالاری ، تربیت سالاری ، شایسته سالاری ، شرف سالاری ، وجدان سالاری و از این دست را جایگزین کنیم ؟

واقعا بهتر نیست ؟ کمی بیشتر فکر کنیم ، شاید راه بهتری از آنچه که امروز درگیرش هستیم را بیابیم .

اشتراک گذاری این مطلب در :