مسئولیت در خانواده زمینه ساز مسئولیت پذیری اجتماعی

:: نویسنده : بخش گوناگون
:: تاریخ انتشار : مارس 21, 2014
مسئولیت در خانواده زمینه ساز مسئولیت پذیری اجتماعی

انسان آموزش پذیر است و بیشتر آموزش های مهم زندگی خود را در کانون خانواده تجربه میکند که یکی از این آموزش های اساسی ، مسئولیت پذیری است .

چرا ما نباید در محیط خانواده، زمینه ای فراهم کنیم که فرزندان مسئولیت پذیری را به درستی تجربه کنند؟

اگر یک شخص به درستی مفهوم مسئولیت پذیری را درک کرده باشد، اعتماد به نفس بیشتری هم پیدا خواهد کرد. زیرا حس میکند مفیدتر واقع میشود.

برخی از والدین نوعی ترس و واهمه دارند از سپردن مسئولیت به فرزندانشان و مثلا با جملات و کلماتی شبیه به اینکه : هنوز بچه است – نمیتواند – چه توقعاتی دارید از یک بچه و … ، خودشان به مرور باعث از بین رفتن اعتماد به نفس فرزندان و سلب آموزش مسئولیت پذیری در آنها میشوند.

منظور ما از مسئولیت پذیری این نیست که بر فرض از یک کودک 3 ساله توقع خرید میوه و سبزی داشته باشید. مقصود از آموزش مسئولیت پذیری ، دادن مسئولیت متناسب با شرایط و سن فرزندتان است ، ولی از همان ابتدای تربیت.

مثلا از یک کودک 3 ساله نمیتوان توقع خرید میوه و سبزی را داشت، ولی میتوان یک قاشق یا نمک پاش را به او داد تا بچیند روی میز یا سر سفره !

این همان آموزش است که شاید خیلی از پدر و مادرها همین چیزهای کوچک را مهم ندانند و بر فرض از ترس شکستن سرویس شکستنی عزیزشان یا … حتی از دادن یک ظرف شکستنی به فرزندشان نیز امتناع کنند، در حالیکه حتی بر فرض هم آن کودک، بهترین سرویس شکستنی شما را هم بشکند، شما میتوانید با ایفای نقش یک آمزگار خوب ، علاوه بر مسئولیت پذیری ، جبران شکست به جای فرار از شکست را هم به فرزند دلبندتان آموزش دهید تا به جای ترس از شکست مجدد ، سعی کند بار دیگر کار خود را صحیح تر انجام دهد و اعتماد به نفسش بیشتر شود.

مطمئنا بهترین ظروف شکستنی شما که از فرزندتان عزیزتر نیست ! هست ؟! پس نترسید و فرزندانتان را هم نترسانید.

هر بار و به مرور، بگذارید چیزهای بزرگتری را تجربه کنند که اگر هم شکست خوردند راه پیروزی را بتوانند پیدا کنند و نترسند از ترس شکست خوردن.

حالا از محیط خانواده کمی فراتر میرویم تا سری به اجتماع بزنیم و با یک مثال ادامه دهیم :

فرض کنید فردی روی صندلی چرخ دار نشسته و توان راه رفتن ندارد و بر فرض میخواهد از یک سربالایی یا پل یا پله ای بالا برود، در حالیکه برایش سخت میباشد. در این حالت ممکن است چند واکنش صورت بگیرد:

1- بی توجه از کنار او رد شویم و انگار نه انگار که چیزی دیده ایم
2- با دیدن آن فرد در این شرایط به هر دلیل مانند عجله ، ترس از خرابکاری و شاید هم نداشتن اعتماد به نفس کافی و … سر 2 راهی قرار بگیریم و این سئوال در ذهنمان ایجاد شود که آیا کمک کنیم یا نکنیم ؟
3- به محض دیدن آن فرد در شرایط مذکور، بدون هیچ تعللی و به سرعت به کمک آن شخص برویم و کمکش کنیم.

در اینجا 3 واکنش را متصور شدیم که ممکن است در مواجهه با چنین شرایطی از خود نشان دهیم.

حالا یک سئوال :

اول از خود بپرسیم ما با دیدن چنین صحنه ای چه واکنشی از خود نشان خواهیم داد؟
اگر جزء دسته ی اول باشیم، پس نسبت به خیلی چیزها مسئولیت پذیر نیستیم و مانند یک کودک که به او هیچگونه مسئولیتی داده نشده حس میکنیم همه ی دنیا در قبال ما مسئولند، ولی خود ما در قبال هیچ کسی مسئول نیستیم و هیچ مسئولیتی نداریم.

اگر جزء گروه دوم باشیم، شاید حس مسئولیت پذیری را درست درک نکرده ایم و یا اگر هم درست درک کرده ایم ، عدم اعتماد به نفسی که شاید ریشه ی آن در کودکی ما باشد ما را از پذیرفتن مسئولیت میترساند.
مانند کودکی که به دلیل اشتباه انجام دادن مسئولیتش ، او را بسیار سرزنش میکنند، تا جاییکه آن کودک ترس از دوباره انجام دادن آن مسئولیت را پیدا میکند و به مرور این ترس، خیلی فراتر خواهد رفت تا جاییکه اعتماد به نفس را هم ممکن است از او بگیرد.

و اگر هم جزء دسته ی سوم باشیم که جای شکر دارد و در بسیاری مواقع از زیر بار مسئولیت شانه خالی نخواهیم کرد و درد و رنج دیگران، مشکل ما هم خواهد بود.
اینها همان کودکانی هستند که حس مسئولیت پذیری را با تمام جنبه هایش درک کرده اند و درست آموزش دیده اند و آموزشهایشان ادامه دار بوده است.

آموزش دادن مسئولیت پذیری کار خیلی سخت و عجیبی نیست. از این رو با مثال خواستیم بگوییم چیزهایی که به نظر ممکن است برای برخی ساده باشند، خیلی مهم اند و نقش بهترین آموزشها را برای فرزندان دارند به شرط اینکه خودمان ترس از خیلی چیزها را کنار بگذاریم تا معلمان خوبی برای فرزندانمان باشیم.

فقط مواظب باشیم که این عدم ترس ، منجر به آسودگی خیال و بی خیالی نشود که مصداق ضرب المثل : از این طرف بوم افتاده و از آن طرف بوم افتاده نشویم، زیرا اگر سعی کنیم تعادل را در هر شرایطی سرلوحه ی کار خود قرار دهیم، میتوانیم همیشه برای هر آموزشی به درستی در کنار فرزندانمان باشیم تا آنها هم به خوبی و درستی آنچه که باید از ما بیاموزند را یاد بگیرند.

حالا شاید بتوانیم یکی از نشانه های جامعه ی سالم را بیان کنیم :

اجتماع سالم ، مجموعه ای از افرادی میباشد که نسبت به هم بی تفاوت نباشند و احساس مسئولیت کنند.

اشتراک گذاری این مطلب در :