نوش داروی استقلال طلبی ، کارآفرینی است

:: نویسنده : بخش آموزش
:: تاریخ انتشار : فوریه 11, 2014
نوش داروی استقلال طلبی ، کارآفرینی است

از مهم ترین دلایلی که یک شخص تصمیم به کارآفرینی و راه اندازی یک کسب و کار نوین و مستقل می گیرد ، احساس استقلال طلبی است .

بعد از “خطرپذیری” دومین ویژگی روان شناختی کارآفرینان ” استقلال طلبی ” است که در ادامه توضیحات بیشتری را که در این باره آورده شده با هم می خوانیم :

این که شخصی محصل باشد و بخواهد نمرات عالی کسب کند و در کنار آن اشتیاقی به یادگیری فرمول های ریاضی یا حفظ دروس حفظیاتیش نداشته باشد به همان اندازه خنده دار است که شخصی دست به کار آفرینی بزند اما حس استقلال طلبی درونش ضعیف یا اصلا نباشد ؛ یک فرد قبل از اینکه به فکر کار آفرینی بیفتد ، از تحت فرمان بودن گریزان بوده و ترجیح می دهد به شخصه کنترل امور را در دست گیرد و همین احساس ” استقلال طلبی ” است که او را به کار آفرینی وا می دارد .

به عنوان یک مثال قابل لمس تر ، فرض کنید به استخدام سازمانی در آمده اید ؛ برای یک مسافرت چند روزه یا حتی برای چند ساعت پرداختن به یک کار واجب که در محدوده ی زمانی کارتان قرار دارد باید مرخصی بگیرید ویا برای تاخیرتان جوابگو باشید ؛ تنها اجرا کننده ی فرامین هستید و شاید در مواردی نظراتان به چشم هم نیاید که هیچ اصلا مهم نباشد ؛ البته در این جا هدف نشان دادن حوزه ی اختیارات و ارتباط مستقیم آن با حس استقلال طلبی است در غیر این صورت بدیهی است که یک کارآفرین و شخصی که صاحب اصلی یک کسب و کار است اگر تصمیم های غیرضروری بگیرد و کار را به بهانه های مختلف تعطیل کند اگر شکستش در کار حتمی نباشد ، نتیجه ی مطلوب را هم نمی تواند بدست بیاورد .

در یک مقایسه می توان استقلال طلبی را در سه شاخه ی اشتغال این گونه بیان کرد :

افرادی که زندگی شغلی استخدامی را انتخاب می کنند حس استقلال طلبی کمتری نسبت به اشخاصی که دست به خود اشتغالی می زنند دارند ، به همین ترتیب افرادی که زندگی شغلی کار آفرینانه را برمی گزینند از استقلال طلبی بیشتری نسبت به دو گروه دیگر زندگی شغلی برخوردار هستند.

در ادامه به این می پردازیم که آیا اتفاقاتی که باعث پیروزی و شکست ما می شوند جبر هستند یا در حوزه ی اختیارات ما قرار دارند ؟

اشتراک گذاری این مطلب در :

..:: کلید واژه ها ::.. ,